السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
35
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )
فتح باب اسرائيليات : مكتب خلفا هنگامى كه باب روايت حديث رسول خدا ( ص ) را به روى مسلمانان مسدود ساخت ، در عوض ، باب روايات اسرائيلى را ، به روى مسلمانان كاملًا گشود و با سخاوت هرچه تمامتر به امثال « تَميمدارى « 1 » » نصرانى و « كَعبُ الأحبار « 2 » » يهودى مقرّبِ خلفا و متظاهر به اسلام ميدان داد
--> ( 1 ) . ابورقيهً تميمبناوسالدارى معروف به « تميمدارى » از علماى نصرانى ، راهب زمان خود و عابد فلسطين بود . پس از غزوه تبوك به مدينه آمد و به خاطر سرقتى كه انجام داده و بر عهدهاش ثابت شدهبود ، اظهار اسلام كرد تا از تبعات آن در امان بماند ، و آن چنين بود كه : « با دو نفر براى تجارت به شام رفتند و يكى از آنها مرد و وصيت كرد تا سرمايه او را به خانوادهاش برسانند و وصيت خود را در بين اموال نهان ساخت . آن دو نيز اموال با ارزش او ، از جمله ظرف سيمين زركوبش را براى خود برداشتند و بقيه مال را به ورثه دادند . آنها كه با فقدان بخشى از اموال روبرو شدند ، به وصيت مراجعه كرده و چون ديدند همه اموال در آن صورت بردارى شده و هيچ چيز آن فروخته و بخشيده نشده ، به پيامبر ( ص ) شكايت كردند و آنحضرت پس از نماز عصر ، در كنار منبر ، آن دو را سوگند داد و آنها سوگند خوردند كه خيانت نكردهاند و پيامبر رهايشان ساخت . سپس ظرف سيمين را نزد تميمدارى يافتند و دوباره آن دو را نزد پيامبر آوردند و اين آيه نازل شد : ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ . . . . . ) و ورثه سوگند خوردند كه آن ظرف از اموال خويشاوند آنها بوده پس بقيه اموال را از تميمدارى گرفتند و تميم به خيانت اعتراف كرد و پيامبر به او فرمود : « واى بر تو اى تميم ! اسلام بياور تا خدا از تو بگذرد » و او اسلام آورد . او تا دوره عمر در مدينه زندگى كرد و عمر او را بزرگ مىداشت و دربارهاش مىگفت : « او بهترين اهل مدينهاست » و در حقوق با بدريان همتايش كرد ، و هنگامى كه نماز شب خاصّ ماه رمضان را سنّت [ / بدعت ] نهاد او و ابىبنكعب را امام آن قرارداد . تميم پس از قتل عثمان به شام رفت و در كنف حمايت معاويه قرارگرفت و در سال 40 هجرى وفاتكرد . داستان تميم و شرح حال او را در كتاب « مِن تاريخالحديث » [ / سرگذشت حديث ] آوردهايم . تفصيل و مصادر را در آنجا بجوئى . ( 2 ) . ابواسحاق كعببنمائع ، از بزرگان علماى اهل كتاب و احبار يهودِ يمن بود كه در زمان عمر به مدينه آمد و اظهار اسلامكرد و به درخواست عمر در آنجا باقىماند و با پيدايش شورش بر ضدعثمان به شام رفت و در كنف حمايت معاويه درآمد و در سال 34 هجرى در 104 سالگى وفاتكرد . و آن كسى كه بر تفكر اسلامى ، در برخى از جوانب آن اثر گذاشت ، همين كعبالأحبار يهودى معلومالحال بود ، نه عبداللهبنسباى مجعول كه بنا بر پندار برخى بر افكار صحابه و تابعين اثر گذاشت ! براى آشنائى بيشتر به « عبداللهبنسبا » اثر مولف مراجعه نمائيد .